می ترسم خدایی نکرده، زبونم لال، دیوونه عاقل شه، پس " لطف کنید " خصوصی نذارین!
اگه برا کسی کامنت می ذارم، عشقم کشیده،
آهای تو، مجبور نیستی نظر بذاری!
ما یه چیزهایی می گوییم، از سر دیوانگی، به ملت بَر نخورد، لطفا ً :)
برچسب: نویسنده: امیر زارعیان تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 21:47
برچسب: نویسنده: امیر زارعیان تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 21:47
- تبلبغه؟
- نه بابا حکایته!
- چه حکایت کوتاهی
- آخه من شنا بلد نیستم تو عمق زیاد غرق می شم
+ سیاه سوخته ها و تپلی ها رفتن فقط این عنترا موندن '
برچسب:
نویسنده: امیر زارعیان
تاريخ: يکشنبه
24 بهمن
1400 ساعت: 21:47